داستان بازی Outlast Whistleblower
این نسخه از بازی در واقع یک بسته الحاقی برای بازی Outlast است و داستان آن در ابتدا کمی قبل تر از وقایع بازی اصلی و در ادامه ، همزمان با رویداد های بازی اصلی روایت می شود. در این نسخه برخلاف نسخه قبل ، در نقش یک برنامه نویس به نام ویلون پارک قرار می گیریم که ظاهرا مدتی است که برای شرکت مرکوف یا در واقع شرکتی که در حال حاضر صاحب تیمارستان Mount Massive است ، کار می کند. ویلون که متوجه فعالیت های مرموز و آزمایشات غیرانسانی شرکت مرکوف شده است، سعی می کند با ارسال پنهانی یک ایمیل به خبرنگاری به نام مایلز آپشر یعنی شخصیت نسخه اصلی بازی، او را از وقایع مطلع کند تا مایلز بتواند خود را به تیمارستان برساند. پس از ارسال ایمیل، ویلون راهی انجام کار برنامه نویسی برای یکی از آزمایش های دیگر شرکت می شود اما پس از اتمام کار، جرمی بلیر ، مدیر شرکت مرکوف متوجه می شود که ویلون پنهانی اطلاعاتی را به فردی بیرون از تیمارستان ارسال کرده است. جرمی به نگهبانان تیمارستان دستور می دهد که ویلون را دستگیر و او را همانند دیگر بیماران تیمارستان موش آزمایشگاهی آزمایش هایشان بکنند. ناگهان Walrider یا همان موجود نامرئی و ماورایی از راه می رسد و با کشتار جمعی از کارکنان تیمارستان و بر هم زدن نظم آنجا ، راه فراری برای ویلون بوجود می آورد. ویلون نیز از فرصت استفاده می کند تا بتواند از تیمارستان خارج شود. او با دیوانه های مختلفی مثل کریس واکر ، پدر مارتین و فرانک آدم خوار مواجه می شود اما در نهایت موفق می شود که خود را به یکی از اتاق های کنترل تیمارستان برساند تا بتواند با استفاده از بیسیم با پلیس تماس بگیرد. در همین هنگام، جرمی بلیر از راه می رسد و بیسیم را نابود می کند و سعی می کند ویلون را نیز خفه کند. ناگهان کریس واکر از راه می رسد و جرمی و ویلون از چنگ او می گریزند. ویلون سعی می کند خود را به درب خروجی اصلی تیمارستان برساند اما در میانه راه با دیوانه ای به نام ادی گلوسکین رو به رو می شود. ادی مردی بسیار قد بلند و قوی هیکل و صد البته منحرف است و علاقه زیادی به تبدیل کردن مردان به زن و شکنجه کردنشان دارد. ویلون زخمی می شود و در چنگ ادی می افتد و ادی هم او را زندانی می کند. ادی پس از سلاخی کردن چند بیمار، سعی می کند ویلون را نیز شکنجه کند که ناگهان دیوانه ای از راه می رسد و جلوی ادی را می گیرد. ویلون از فرصت استفاده می کند تا فرار کند اما کمی جلوتر ادی دوباره او را می گیرد و سعی می کند این بار با آویزان کردن ویلون از سقف او را به قتل برساند اما به طرز معجزه آسایی ادی خود در دام تله اش می افتد و کشته می شود. در نهایت ویلون موفق می شود خود را به در خروجی برساند و دوباره با جرمی بلیر که خسته و زخمی است رو به رو می شود. جرمی به بلیر چاقو می زند اما ناگهان Walrider از راه می رسد و جرمی را تکه تکه می کند. ویلون زخمی خود را به ماشین مایلز می رساند و سعی می کند فرار کند. ویلون قبل از دور شدن از تیمارستان فردی را می بیند که هاله ای سیاه او را در بر گرفته که احتمال می رود این فرد همان مایلز آپشر باشد که در حال حاضر بدنش میزبان جدید موجود نامرئی شده است. پس از فجایع تیمارستان ، ویلون تمامی مدارک علیه شرکت مرکوف را در اینترنت بارگذاری می کند و سعی می کند با این کار قدمی به سمت رسوایی این شرکت بردارد.