داستان بازی Sniper Elite 2
داستان بازی از جایی شروع می شود که شخصیت اصلی بازی یعنی تک تیرانداز خبره آلمانی آمریکایی که کارل فربرن نام دارد ماموریت پیدا می کند که مانع از دستیابی نازی ها و روس ها به عده ای دانشمند شود. نازی ها موشک هایی قدرتمند به نام وی 2 را برای حمله به شهری های بزرگ طراحی کرده بودند اما با شکست های متعدد نازی ها روس ها نیز خواستار استفاده از این موشک ها شدند و با نازی ها وارد مذاکراتی می شوند تا بتوانند با کمک دانشمندان موشک ها را بسازند. کارل وارد کشور آلمان می شود تا ماموریت های خود را انجام دهد. ژنرال هنس ون آیزنبرگ با یکی از فرماندهان روسی قراری می گذارد و کارل باید مانع از انجام این مذاکره شود. کارل موفق به ترور هنس ون آیزنبرگ می شود و راهی ترور نفر بعدی یعنی دکتر گانتلر کریدل می شود. این فرد مدارکی دارد که کارل با استفاده از آنها می تواند مکان ساخت موشک ها را پیدا کند. کارل دکتر گانتلر را ترور می کند و مدارک را بر می دارد و راهی خراب کردن پایگاه تولید موشک نازی ها می شود. کارل پایگاه را بمب گذاری می کند اما اثری از دانشمندان پیدا نمی کند که ناگهان بی سیم نازی ها پیغامی درباره خیانت یکی از دانشمندان به نازی ها می دهد و قرار است که نازی ها این دانشمند را بکشند. کارل پس از خراب کردن این پایگاه راهی نجات این دانشمند که شوایگر نام دارد می شود. کارل با شوایگر که در حال جان دادن است صحبت می کند و او به کارل درباره نقشه فردی به نام ولف می گوید و کلمه ای به نام تابون به زبان می آورد اما قبل از آنکه شوایگر بتواند درباره تابون اطلاعات بیشتری بدهد می میرد. این بار کارل ماموریت می یابد که ژنرالی به نام مولر را ترور کند. کارل از کلیسایی محافظت می کند و صبح روز بعد وارد مخفی گاه مولر می شود و او را ترور می کند. حال کارل راهی کشتن ولف می شود. کارل اسنادی پیدا می کند که در آن درباره تابون که یک سلاح شیمیایی است گفته شده. ظاهرا ولف می خواهد از تابون در موشک های وی 2 استفاده کند تا برای حمله به لندن مخرب تر شوند. این بار کارل تصمیم می گیرد که ابتدا جلوی پرتاب موشک را بگیرد و سپس ولف را ترور کند. کارل اطلاعات زیادی از جمله مکان پرتاب موشک و همچنین محلی که می تواند ولف را در آنجا بیابد بدست می آورد و راهی جلوگیری از حمله موشکی می شود. کارل موشک را نابود می کند و عصر روز بعد ولف را که در حال فرار با ماشین بود را ترور می کند. در میان پرده پایانی بازی کارل می گوید که فردای آن روز جنگ جهانی تمام می شود اما جنگ جدیدی آغاز می شود به نام جنگ سرد و کارل باید آماده انجام ماموریت در این جنگ نیز بشود.