داستان بازی گرشاسپ شکارچی هیولا
داستان این نسخه از بازی گرشاسپ مدتی پس از اتفاقات بازی گرشاسپ معبد اژدها در جریان است. در نسخه قبل گرشاسپ موفق می شود گرز ثریت را از معبد اژدها بدست بیاورد و به همراه برادر خود و با کمک اژدها از معبد خارج شوند. پس از این اتفاقات گرشاسپ گرز را به برادر خود می سپارد و خود راهی کوهستان ها می شود. مدت ها بعد دیو های دیگری به سرکردگی دیو قدرتمندی به نام هیتاسپ زرین تاج به شهر محل زندگی گرشاسپ حمله می کنند و مردم و برادر گرشاسپ را هم می کشند و هیتاسپ زرین تاج نیز موفق می شود گرز ثریت را تصاحب کند. گرشاسپ که از فاصله بسیار دوری شاهد صحنه کشته شدن برادرش بود تصمیم می گیرد انتقام برادر خود را از سرکرده دیو ها بگیرد. گرشاسپ موفق می شود خود را به هیتاسپ برساند اما آن دیو دو دیو غول پیکر را روانه مبارزه با گرشاسپ می کند و خود از راه جنگلی می گریزد. گرشاسپ دو غول را می کشد و وارد جنگل می شود. گرشاسپ با دیو های زیادی مبارزه می کند و از تله های مختلفی عبور می کند. در نهایت گرشاسپ با هیولایی غول پیکر به نام گندورا رو به رو می شود و او را نیز از پای در می آورد و از جنگل خارج می شود. گرشاسپ حال که دژ هیتاسپ را پیدا کرده است به جستجوی او در دژ می پردازد و در نهایت او را در بلند ترین نقطه دژ می یابد. گرشاسپ و دیو قدرتمند با یکدیگر مبارزه ای نفسگیر می کنند و در نهایت گرشاسپ به وحشیانه ترین شکل ممکن او را می کشد و انتقام مردم و برادر خود را از او می گیرد. در صحنه پایانی بازی شاهد این هستیم که گرشاسپ گرز ثریت را از روی تخت پادشاهی هیتاسپ بر می دارد و در همان هنگام اژدهایی از راه می رسد و گرشاسپ سوار بر اژدها از دژ خارج می شود.