داستان بازی در کشوری خیالی به نام یوبلین در جریان است و شخصیت اصلی بازی مردی به نام دیمیتری است که با همسرش الگا و دخترش آنا در آپارتمانی زندگی می کنند. ظاهرا در کشور یوبلین بیماری به نام سورونا ویروس Sovid-19 شیوع پیدا کرده است و همه در قرنطینه خانگی به سر می برند. دیمیتری در شرکتی به صورت دورکاری کار می کند و الگا یک آرایشگر است که پس از مدتی بیکار می شود. آنا نیز به صورت آنلاین به مدرسه می رود. در یکی از روز ها دیمیتری متوجه می شود که همسر و دخترش در خانه نیستند و یک ناشناس به او پیام می دهد که جای آنها امن است. دیمیتری به رئیس خود درباره این اتفاق می گوید و او هم در پیدا کردن خانواده دیمیتری به او کمک می کند. پس از گذشت چند روز دولت یوبلین اعلام می کند که هر کس که این بیماری را داشته باشد باید اعدام شود. دیمیتری که به دلیل از دست دادن خانواده خود حال و روز خوشی ندارد سعی می کند که به کار کردن مشغول شود که ناگهان متوجه می  شود که خانواده اش به بیماری مبتلا شده اند و حال دیمیتری باید تصمیم بگیرد که دروغ بگوید و آنها را نجات دهد یا شاهد اعدام آنها باشد. دیمیتری آنها را نجات می دهد و رئیسش تمام پول های او را از او می گیرد. در صحنه پایانی بازی می بینیم که روز بعد دیمیتری از خواب بیدار می شود و متوجه می شود تمام آن اتفاقات  خوابی بیش نبوده است و قرنطینه خانگی تمام شده است.