داستان بازی Battlefield 4
داستان بازی از جایی شروع می شود که شخصیت اصلی یعنی رکور و سه دوست خود آیریش , پک و کاپیتان دان در باکو برای خارج شدن از شهر تلاش می کنند. کاپیتان دان در این عملیات زخمی شده و در نهایت جان خود را برای آزادی دوستانش فدا می کند و قبل از مرگش رهبری گروه را به عهده رکور می گذارد. پس از بازگشت این گروه آن ها از طرف گریسون فرمانده خود دستور دادند تا به شانگهای رفته و یکی از رقبا و دشمنان رییس جمهور چین یعنی چنگ را از شانگهای خارج کرده و با مامور مخفی خود یعنی کوویچ بازگردند.ماموریت انجام می شود اما گروه رکور ملقب به تامب استون موفق به فرار با هلی کوپتر نمی شود. گروه تامب استون با قایق به همراه تعداد زیادی از افراد چینی به سمت کشتی فرمانده خود یعنی والکایر حرکت می کنند. بعد از رسیدن گروه حمله به کشتی های آمریکایی و والکایر آغاز می شود. گروه تامب استون به همراه کوویچ و زنی چینی به نام هانا با نیرو های چنگ درگیر شده و در نهایت کوویچ کشته می شود. سپس گریسون به تامب استون دستور حمله به سنگاپور و تخریب کردن سلاح های ویژه چینی ها را می دهد. با تمام شدن این ماموریت و در زمانی که گروه تامب استون لو رفته است نیرو های چنگ اعضای گروه را دستگیر می کنند و هانا نیز به آنها به طورظاهری کمک می کند. پک هم زخمی شده و تا مدتی برای گروه مرده فرض می شود. نیرو های چنگ آیریش و رکور را به زندان می اندازند اما فردی به نام دیما به آنها کمک می کند تا از زندان فرار کنند. هانا دوباره با تامب استون همراه می شود تا به طور کامل از سنگاپور خارج شوند. آنها به باکو باز می گردند و با کمک یکی از فرماندهان محلی نیروهای آمریکایی آنجا به کشتی فرمانده خود باز می گردند. تامب استون پک را در کشتی می بینند. پک به آنها می گوید که بعد از آنکه او را تنها گذاشته اند خود به تنهایی با فرمانده ارتباط برقرار کرده. رقیب چنگ که جین جی نام دارد ( همان کسی که در ابتدای بازی باید او را از شانگهای بیرون می بردیم ) به تامب استون و گریسون می گوید که من خود با نیروهای چنگ حرف میزنم و این کار را انجام می دهد و به درگیری ها پایان می دهد اما کشتی که چنگ در آن قرار دارد در حال حمله به والکایر است. هانا آیریش و رکور با هم به سمت کشتی مهاجم می روند تا آن را منفجر کنند. کلیدی که بمب ها را منفجر می کند کار نمی کند. هانا و آیریش هر یک به رکور می گویند که بمب C4 خود را به آنها بدهد تا یکی از آنها بتواند با فدا کردن خود کشتی را نابود کند و جان آن دو نفر دیگر را نجات دهد. با نابودی کشتی جنگ بین نیروهای چنگ و آمریکایی ها تمام شده و جین جی رییس جمهور بعدی چین خواهد شد. ( به شخصه خودم بین هانا و آیریش هانا را برای گرفتن بمب انتخاب کردم چون در حین دیالوگ های بازی گفته می شود که آیریش زن و سه کودک دارد پس زنده ماندن آیریش بهترین انتخاب ممکن می تواند باشد ).