داستان این نسخه از سری بازی های ندای وظیفه حول محور جنگ های امروزی و مدرن در جریان است و اتفاقات درون بازی در سال 2011 رخ می دهند. از آنجایی که در این مقاله به داستان نسخه ریمستر شده بازی می پردازیم باید در ابتدا گفت که داستان بازی تفاوتی با نسخه اصلی ندارد.

در ابتدای بازی ، ما در نقش سربازی به نام سوپ مک تاویش قرار می گیریم. سوپ در یک پادگان نظامی در انگلستان به سر می برد و قرار است از او آزمونی گرفته شود و در صورت قبولی در این آزمون ، سوپ عضو گروه ویژه SAS انگلیس می شود و می تواند به همراه افرادی مانند کاپیتان پرایس ، والکرافت و گز و دیگر افراد به عملیات های مهمی اعزام شود. سوپ در این آزمون قبول می شود و قرار است مدتی بعد برای رصد کردن فعالیت های یک کشتی مرموز روسی ، به همراه گروه SAS اعزام شوند. ظاهرا این کشتی در حال حمل محموله ای مهم است و گروه ناچار می شود با سربازان و نگهبانان این کشتی درگیر شود. در نهایت پس از جستجوی کشتی، گروه متوجه می شود که این کشتی حامل یک بمب اتم بوده و خریدار این بمب فردی عرب به نام خالد آل اسد بوده است. سپس کشتی را در دریا غرق می کنند و از آن محل خارج می شوند. از آن طرف خالد آل اسد که ظاهرا رهبر یک گروه تروریستی در خاورمیانه است ، رییس جمهور یک کشور خیالی در خاورمیانه را به نام آل فلانی را در یک پخش زنده تلویزیونی ترور می کند. حال گروه SAS برای پیدا کردن و دستگیری آل اسد نیاز به اطلاعات دارند و این اطلاعات مهم را یکی از جاسوسان روسی آنها یعنی نیکولای در اختیار دارد. اما نیکولای در روسیه دستگیر شده است و کاپیتان پرایس به همراه سوپ و گز و یکی از دوستان روس کاپیتان پرایس یعنی کاماروف، راهی نجات نیکولای می شوند. نیکولای نجات پیدا می کند و به پرایس می گوید که آمریکایی ها اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند و هرگز خالد آل اسد را در خاورمیانه زنده پیدا نخواهند کرد. سپس بازی ما را به خاورمیانه می برد و ما در نقش سربازی آمریکایی به نام پاول جکسون قرار می گیریم. پاول و دیگر سربازان آمریکایی در حال ورود به خاورمیانه هستند تا خالد آل اسد را پیدا کنند اما تلاش های آنها برای پیدا کردن او بی فایده است و هیچ اثری از خالد آل اسد در خاورمیانه دیده نمی شود. دوباره به روسیه برمی گردیم ، جای که هلی کوپتر کاپیتان پرایس بر اثر حمله روس ها آسیب می بیند و سقوط می کند. حال افراد این گروه باید از راه زمینی خود را به محل امنی برسانند. در نهایت کاپیتان پرایس و گز موفق می شوند با نیروهای هوایی انگلستان ارتباط بگیرند و از آنها درخواست پشتیبانی هوایی و هلی کوپتر کنند تا بتوانند از روسیه خارج شوند. دوباره به خاورمیانه برمی گردیم. همچنان تلاش برای عقب راندن تروریست ها ادامه دارد و آمریکایی ها سخت مشغول مبارزه با آنها هستند اما در نهایت دستور می رسد که تمامی نیروهای آمریکایی باید از خاورمیانه خارج شوند. در همین حوالی، بمب اتمی منفجر می شود که تمام شهرها و افراد حاضر در آنها را با خاک یکسان می کند و همه چیزنابود می شود و پاول جکسون به همراه 5000 سرباز آمریکایی دیگر نیز کشته می شوند. از طرفی کاپیتان پرایس موفق می شود رد آل اسد را در جمهوری آذربایجان بزند و پس از رویارویی با ارتش او ، او را در مخفیگاهش پیدا کند. ناگهان تلفن آل اسد زنگ می خورد و به محض اینکه پرایس صدای آن طرف خط تلفن را می شوند به آل اسد شلیک می کند. بازی فلش بکی به ۱۵ سال پیش در اوکراین می زند. صدای پشت تلفن در واقع متعلق به مردی به نام عمران زخایف بود که کاپیتان پرایس و کاپیتان مک میلان ۱۵ سال پیش عازم ترور او شده بودند. اما ظاهرا این ترور ناموفق بوده و او پس از ۱۵ سال برگشته تا انتقام خود را بگیرد. فردای آن روز، سوپ و دیگر همراهانش از چنگ ارتش زخایف که برای کشتن پرایس آمده بودند فرار می کند و از جمهوری آذربایجان خارج می شوند. پرایس برای به چنگ آوردن زخایف نقشه ای می کشد تا با استفاده از پسر او یعنی ویکتور زخایف و بازجویی از او ، از محل پدرش با خبر شود. آنها موفق به پیدا کردن ویکتور می شوند اما قبل از آنکه بتوانند او را دستگیر کنند، خودکشی می کند. پس از این اتفاق ، پرایس به همراه سوپ و گز و سربازی به نام گریگز ، خود را به پایگاه های موشکی زخایف در روسیه می رسانند و سعی می کنند جلوی پرتاب موشک ها را بگیرند. درنهایت پس از تلاش های بسیاری، پرتاب موشک ها متوقف می شود اما یک خطر باقی مانده و آن هم عمران زخایف است. گز و گریگز پس از مبارزه کردن با سربازان زخایف کشته می شوند و سوپ و پرایس هم زخمی می شوند اما در لحظاتی قبل از از هوش رفتن پرایس، او سلاحش را بدست سوپ می دهد و سوپ هم موفق می شود زخایف را بکشد. چند لحظه بعد کاماروف و نیروهای روسی از راه می رسند و به مداوای زخمی ها می پردازند. در مرحله پایانی بازی ، ما در نقش یکی از افراد گروه SAS قرار می گیریم که برای استخراج یک فرد مهم و ناشناس از درون یک هواپیمای ربوده شده اعزام شده ایم. در پایان این فرد را نجات می دهیم و از هواپیما خارج می شویم.