داستان بازی Batman Arkham Origins
از نظر خط زمانی جریان سری بازی های بتمن آرکهام, این بازی را نخستین بازی می توان محسوب کرد زیرا داستان این نسخه از بازی به سالها قبل از اتفاقات بازی های تیمارستان و شهر آرکهام مربوط می شود و در این بازی بروس وین به تازگی کارش را به عنوان شوالیه تاریکی آغاز کرده است.
اما داستان این بازی در هنگام عصر کریسمس از بت غار شروع می شود. بروس وین در حال ورود به بت غار است و به مکالماتی که از رادیو و تلویزیون به گوش می رسند گوش می کند. خبر های مختلفی در حال پخش شدن هستند, از بازگشت بروس وین پس از دو سال غیبت به شهر گاتهام گرفته تا دستگیری قاتلی به نام جولیان دی ( مرد تقویمی یا همان کلندرمن) و عدم استقبال پلیس از کمک های بتمن و حتی به رسمیت نشناختن او. ناگهان صدای بیسیم پلیسی به گوش می رسد که در آن به شورشی در زندان بلک گیت اشاره می شود. ظاهرا فردی به نام بلک ماسک (او در واقع رومن سایونیس یکی از ثروتمند ترین افراد گاتهام است که علی رغم ثروت کلان خود در باطن خلافکاری به نام بلک ماسک است. استفاده او از ماسک های سیاه به دلیل علاقه او به ماسک های سوخته است.) پشت این شورش بوده و اکنون او رییس پلیس گیلیان لوب را گروگان گرفته است. بروس به سرعت لباس های بتمن خود را بر تن کرده و سوار بر بت وینگ راهی زندان می شود. او در همان ابتدا با رییس زندان یعنی مارتین جوزف که یکی از چشم هایش را از دست داده رو به رو می شود و سپس از یکی از نوچه های بلک ماسک درباره شورش بازجویی می کند. ظاهرا بلک ماسک لوب را به اتاق اعدام برده و بتمن به سرعت عازم آنجا می شود. بتمن در میان راه با پهپادی جاسوسی و موجودی سوسمار مانند و غول پیکر رو به رو می شود اما در نهایت خود را به اتاق اعدام می رساند و ناچارا از پشت شیشه های بسیار ضخیمی شاهد کشته شدن لوب توسط بلک ماسک می شود. بتمن به دنبال بلک ماسک می رود و در میان راه متوجه همان پهپهاد جاسوسی می شود که ظاهرا موجود سوسماری آن را خراب کرده است. بتمن کارت حافظه آن را بر می دارد و به پشت بام زندان می رود. موجود سوسماری بوی بتمن را حس کرده و به مبارزه با بتمن می پردازد اما در نهایت بتمن او را شکست داده و از او بازجویی می کند. سوسمار بسیار کله شق تر از آن است که به بتمن پاسخ های مناسب بدهد اما قبل از بیهوش شدن بر اثر مشت های محکم بتمن, به او می گوید که امشب قاتلین زیادی برای کشتن بتمن به سراغ او خواهند آمد. سپس پلیس هایی به سرکردگی جیم گوردون و هاروی بولوک از راه می رسند تا بتمن را دستگیر کنند اما بتمن سه سرعت فرار کرده و آنها را با سوسمار تنها می گذارد. بتمن به بت غار باز می گردد تا اطلاعات کارت حافظه را بخواند. بتمن متوجه یک سری ویدیو که پهپاد فیلم برداری کرده می شود. بلک ماسک ساعاتی قبل هشت قاتل خطرناک را برای کشتن بتمن اجیر کرده و جایزه پنجاه میلیون دلاری برای سر او در نظر گرفته است. این هشت نفر به ترتیب ویلون جونز ملقب به کروکودیل قاتل که فردی جهش یافته است, اسلید ویلسون ملقب به دث استروک که یک مزدور است, گارفیلد لینز ملقب به فایرفلای که دارای یک اسلحه شعله پخش کن بسیار قدرتمند است, کاپرهد که یک زن قاتل جهش یافته است, فلوید لاتون ملقب به ددشات که او هم یک مزدور و آدمکش است, شیوا که یک استاد هنرهای رزمی و قاتل است, لستر بوچنسکی ملقب به الکتروکیوشنر که یک مبارز ورزش های غیرقانونی است و در نهایت بین که یک مزدور و کشتی گیر اهل آمریکای جنوبی است, هستند. در ویدیوی دیگری نیز بتمن متوجه می شود که بلک ماسک فردی بوده که باعث کور شدن یکی از چشمان مارتین جوزف شده است. حال بتمن برای پیدا کردن بلک ماسک و متوقف کردن او سعی دارد رد فردی که صاحب پهپاد بوده یعنی آزوالد کابلپات ملقب به پنگوئن را بزند و از طریق او بلک ماسک را پیدا کند. بتمن برای پیدا کردن پنگوئن باید از یکی از نوچه های او در حین انجام یک معامله بازجویی کند برای همین کار راهی پیدا کردن او می شود اما در میان راه متوجه می شود که در برخی نقاط شهر عملکرد تجهیزات او مختل می شود. بتمن خود را به برج مخابراتی که سیگنال مختل کننده از آنجا می آمد می رساند و متوجه می شود که فردی ملقب به انیگما ( نام او ادوارد نشتون است که در این بازی انیگما و در آینده ریدلر نامیده می شود) تمام برج های مخابراتی شهر را تحت اختیار خود دارد و از این طریق در حال جاسوسی و بدست آوردن اطلاعات از تمام افراد شهر گاتهام است. بتمن مختل کننده را از کار می اندازد و به جستجوی خود برای پیدا کردن آن نوچه ادامه می دهد.( در بخش مراحل جانبی ادامه ماجرای انیگما گفته خواهد شد.) بتمن دلال اسلحه ای به نام ریچارد لبلنک ملقب به ریکی دهن گشاد را پیدا می کند و سعی می کند از او بازجویی کند. او با پیدا کردن موبایل ریکی و هک کردن سیم کارت او سعی می کند پنگوئن را ردیابی کند اما برای ردیابی پنگوئن نیاز به دو سیم کارت دیگر نیز دارد. بتمن دو سیم کارت از نوچه های دیگر را هک می کند و موفق به پیدا کردن موقعیت پنگوئن در یک کشتی قدیمی به نام" پیشنهاد آخر" می شود. بتمن وارد کشتی می شود و خود در میدان مبارزه ای می یابد. زنی به نام تریسی باکستون که یکی از دو دستیار پنگوئن است از الکتروکیوشنر دعوت می کند تا با بتمن مبارزه کند. بتمن در ابتدا سعی می کند با الکتروکیوشنر صحبت کند اما او هم مانند کروکودیل قاتل فردی کله شق است. بتمن به سرعت او را شکست داده و پس از مبارزه با تعداد زیادی از افراد پنگوئن راهی پیدا کردن او در کشتی بزرگش می شود. بتمن تریسی را در اتاق فرمانی در کشتی پیدا می کند و پس از زندانی کردن او, موفق می شود پنگوئن را در اتاقی در سالن تئاتر کشتی بیابد. پنگوئن و دستیار دومش یعنی کندی در واقع در حال شکنجه کردن مرد جوانی به نام آلبرتو فالکونی پسر یکی از قدرتمند ترین مافیا های شهر یعنی کارماین فالکونی هستند و از او می خواهند تا با پدرش صحبت کند تا کسب و کار تجارت اسلحه را رها کند. ناگهان بتمن دخالت می کند و پس از کمی کتک کاری با او و نوچه هایش سعی می کند از او درمورد بلک ماسک بازجویی کند. پنگوئن به بتمن می گوید که در برج لِیسی قتلی رخ داده که بررسی آن ممکن است به بتمن کمک کند. ناگهان یکی از آن هشت قاتل به نام دث استروک از راه می رسد و با بتمن مبارزه ای نفسگیر می کند که در نهایت منجر به شکست خوردن دث استروک می شود. بتمن که کارش با پنگوئن تمام شده است راهی برج می شود و پس از بررسی کردن صحنه جرم و قتلی که در آن برج اتفاق افتاده بتمن به این نتیجه می رسد که اخیرا فردی به نام جوکر بلک ماسک و یکی از دوست دخترانش به نام تیفانی امبروز را تهدید می کرده و سرانجام توانسته با حمله به مخفیگاه او در برج لیسی او را گروگان بگیرد و دوست دختر او و تنی از نوچه هایش را بکشد. حال بتمن باید به دنیال جوکر بگردد اما برای این کار نیاز به دسترسی پیدا کردن به پایگاه داده مجرمان گاتهام واقع در اداره پلیس گاتهام دارد. بتمن وارد اداره پلیس می شود و دوباره با ریکی برخورد می کند که در حال صحبت با یک پلیس درمورد یک دستگاه مختل کننده است. بتمن آن دستگاه را در اداره پلیس پیدا کرده و وارد اتاق سرور می شود و در آنجا با باربارا گوردون دختر جیم گوردون رو به رو می شود. باربارا که دختری نوجوان است متوجه می شود که بتمن نیاز به دسترسی به پایگاه داده پلیس را دارد برای همین او به بتمن می گوید که در زیر اداره پلیس نیز می تواند به صورت فیزیکی به این پایگاه داده متصل شود. بتمن هم تصمیم می گیرد پس از خروج از اداره پلیس از طریق فاضلاب وارد زیر زمین اداره پلیس شود اما در هنگام خروج با پلیس های بسیاری رو به رو می شود که همگی قصد دستگیری او را دارند از جمله جیم گوردون و افسر ارشد گروه ضربت یعنی برندن. بتمن با هر سختی که شده از اداره پلیس خارج می شود و وارد فاضلاب می شود. او موفق به دسترسی پیدا کردن فیزیکی به تمام اطلاعات پایگاه داده اداره پلیس می شود و از این طریق اطلاعات بیشتری در مورد قتل برج لیسی بدست می آورد. بلک ماسک یا همان رومن سایونیس در واقع صاحب بانک تاجران گاتهام است که برای باز کردن گاو صندوق بانک, دسترسی بیومتریک از طریق اسکن چشم خود را در نظر گرفته است. جوکر که از این موضوع به خوبی آگاه بود نیز سعی می کند وارد مخفیگاه او شده و او را برباید اما به دلیل درگیری بلک ماسک با او, او ناچار به کشتن یکی از بدل های او و مجبور کردن رومن به کشتن دوست دخترش می شود و در نهایت او را می رباید. حال بتمن به خوبی می داند که جوکر و بلک ماسک هر دو در بانک هستند و باید برای متوقف کردن سرقت پول ها و جوکر اقدام کند. بتمن وارد بانک می شود و با دو نفر همانند بلک ماسک که یکی از آنها گروگان گرفته شده و دیگری در حال سرقت پول های بانک است رو به رو می شود. در اینجا بتمن متوجه می شود که در تمام این مدت رومن سایونیس و بلک ماسک اصلی گروگان فردی بوده که خود را به جای بلک ماسک جا زده است. بلک ماسک جعلی ماسک سیاه خود را بر می دارد و بتمن متوجه مردی با گریم دلقک می شود و پی می برد که او همان جوکر است. جوکر چند گلوله به بتمن شلیک می کند و به همراه یک ون حاوی پول های بانک و رومن سایونیس از بانک خارج می شود و بمبی را که در بانک جاسازی شده بود را منفجر می کند. بتمن سعی می کند زنی که رییس بانک بود را نجات دهد اما موفق نمی شود و او می میرد. او از یکی از نوچه های جوکر بازجویی می کند تا محل اختفای او را پیدا کند و نوچه به بتمن می گوید که جوکر در کارخانه ذوب آهن سایونیس حضور دارد. بتمن وارد کارخانه می شود و رومن را پیدا می کند. او سعی می کند از رومن درباره جوکر بپرسد اما رومن پاسخی نمی دهد. ر همین هنگام کاپرهد از راه می رسد و با سمی کشنده بتمن را آلوده می کند و رومن هم در همین فاصله فرار می کند. بتمن که در حال مرگ است سعی می کند با اسکن کردن سم و بدست آوردن محتویات آن و ارسال فرمول تولید پادزهر برای آلفرد سریعا یک پادزهر آماده کند. او توهماتی از عذاب وجدان های خود به دلیل نجات ندادن لوب و سرکوفت های آلفرد و دیگران را مشاهده می کند و ناچار می شود تا زمان رسیدن پادزهر با کاپرهد مبارزه کند. در نهایت بتمن پادزهر را بدست می آورد و اثر سم خنثی می شود و موفق به دستگیری کاپرهد می شود. کاپرهد به بتمن می گوید که جوکر و سایر قاتلین در محلی گرد هم آمده اند اما برای گفتن موقعیت آن محل او از بتمن می خواهد تا او را آزاد کند. بتمن بی اعتنا به او سعی می کند خود را به پل پایونیر گاتهام برساند و از طریق ردیابی دستکش های برقی الکتروکیوشنر, محل اختفای جوکر را پیدا کند. جوکر و سایر قاتلین در هتل رویال گاتهام جلسه ای گرفته اند تا درمورد قتل بتمن با هم صحبت کنند اما در این جلسه جوکر که از ناکارآمدی الکتروکیوشنر بسیار عصبانی است او را از پنجره هتل به بیرون پرتاب می کند و می کشد و از سایرین می خواهد تا به طور جدی تر به مسئله قتل بتمن فکر کنند. بتمن دستکش های الکتروکیوشنر را بر می دارد و راهی پیدا کردن جوکر می شود. او متوجه بمبی در هتل می شود که برای انفجار در روز سی و یکم دسامبر تنظیم شده و سعی می کند آن را خنثی کند اما ناگهان بمب سریع تر از آن موعد منفجر می شود و بتمن ناچار می شود از پنجره هتل به بیرون بپرد و به هل کوپتر یکی از خبرنگاران گاتهام یعنی ویکی ویل آویزان شود. بتمن دوباره راهی پیدا کردن جوکر می شود اما بین از راه می رسد و بتمن را به نزد جوکر می برد. جوکر نیز در حضور بتمن یکی از ساختمان های بورس گاتهام را منفجر می کند و بتمن هم به همین خاطر شروع به کتک زدن او می کند. بین مانع بتمن می شود و با بتمن شروع به مبارزه ای نفسگیر می کند. از آنجایی که بین دائم ماده ای به نام تایتان را به خود تزریق می کند, قوای جسمانی او به مراتب بیشتر از بتمن است و نتیجه مبارزه چیزی نیست جز شکست خوردن بتمن. آلفرد در حین مبارزه بتمن با بین پلیس ها را خبر کرده و بین و نوچه هاش ناچار به مبارزه با پلیس ها و فرار می شوند اما قبل از آن بین موشکی به سمت جوکر شلیک می کند و خطا می رود اما منجر به سقوط جوکر از ساختمان هتل می شود. ناگهان بتمن تصمیم به نجات جان جوکر می گیرد و او را از سقوط نجات می دهد. جوکر که از این کار بتمن متعجب شده سعی می کند او را تحریک به کشتنش کند اما در همین هنگام نیروهای پلیس از راه می رسند و بتمن سریعا فرار می کند. جوکر نیز به دستور جیم گوردون به زندان بلک گیت منتقل می شود. زمانی که جوکر وارد زندان می شود روانشناسی به نام دکتر هارلین کویینزل به ملاقات او می آید و جوکر نیز سفره دل خود را برای او باز می کند. او از ملاقاتش با بتمن صحبت می کند و حس می کند که بتمن فردی است شبیه به او و در واقع او و بتمن می توانند مکمل یکدیگر باشند. دکتر کویینزل هم که شیفته صحبت های جوکر و سرگذشت او شده با جوکر دوست می شود. از آن طرف بتمن بسیار به آنچه که بین او و جوکر رخ داده فکر می کند و خاطره قتل پدر و مادرش و سرکوفت های دیگران را به یاد می آورد. حال بتمن راهی پیدا کردن بین از طریق ردیابی که به او وصل کرده بود می شود اما آلفرد که بسیار نگران حال بروس است مانع رفتن او می شود و نگرانی اش را به او ابراز می کند. بروس هم شروع به موعظه کردن آلفرد در مورد اهداف و نیت خود می شود و به او می گوید که او تنها کسی است که مجرمان از او می ترسند و به همین دلیل آن هشت قاتل برای کشتن او اجیر شده اند. سپس بتمن راهی پیدا کردن جنازه یکی از افراد بین در سردخانه اداره پلیس می شود. بتمن پس از بررسی جنازه متوجه وجود ماده ای به نام تایتان در خون آن فرد می شود, همان ماده ای که موجب قوی تر شدن بین می شد. سپس بتمن موقعیت ردیاب را پیدا می کند و موفق به پیدا کردن مخفیگاه بین می شود. بتمن به بررسی مخفیگاه می پردازد و اطلاعات زیادی در مورد تایتان و اعتیاد بین به آن بدست می آورد. ظاهرا تایتان به مرور زمان بر روی حافظه مصرف کننده اش اثرات مخربی بر جای می گذارد و بین نیز در معرض این خطر است. بتمن اما متوجه چیزی شوکه کننده می شود و آن مطلع بودن بین از هویت واقعی بتمن است. بتمن مخفیگاه بین را نابود می کند و راهی بازگشت به بت غار می شود تا از آلفرد محافظت کند اما در میان راه متوجه می شود که فایرفلای چهار بمب را بر روی پل پایونیر کارگذاشته و افرادی را برای جلب توجه بتمن گروگان گرفته است. بتمن تصمیم به متوقف کردن فایرفلای می گیرد و سعی می کند بمب ها را خنثی کند. او موفق به خنثی کردن سه بمب می شود اما جیم گوردون دخالت می کند و از بتمن می خواهد تا هر چه سریعتر از آنجا برود تا تیم خنثی سازی بمب از راه برسند و بمب آخر را خنثی کنند. بتمن سر باز می زند اما برای زمان خریدن برای تیم خنثی کننده بمب به مبارزه با فایرفلای می پردازد. در نهایت فایرفلای شکست می خورد و بمب آخر خنثی می شود و گوردون و بتمن از اینکه به طور ناخواسته با همکاری یکدیگر توانستند مانع فایرفلای و انفجار کامل بمب شوند ابراز خشنودی می کنند. بتمن راهی بت غار می شود اما کار از کار گذشته و بین به آنجا حمله کرده و به آلفرد تا سر حد مرگ آسیب زده. بتمن آلفرد را در خرابه های بت غار پیدا می کند و سعی می کند با دستکش های برقی خود او را احیا کند. آلفرد دوباره به زندگی باز می گردد و پس از کمی استراحت کردن به بروس می گوید که او حالا می فهمد که اقدامات بتمن برای دستگیری مجرمان چقدر با ارزش بوده و او در تمام این مدت فقط در حال سرکوفت زدن به او بوده. اما بروس رغبت زیادی به ادامه این کار ندارد. آلفرد این بار با موعظه کردن او به او انگیزه می دهد و او را تشویق به مبارزه علیه بی عدالتی می کند. ناگهان صدای بیسیمی به گوش می رسد و در آن به فرار جوکر از زندان بلک گیت اشاره می شود. بتمن راه زندان می شود و پس از نجات تنی از ماموران پلیس و مبارزه با زندانیان, جوکر را در حالی می یابد که رییس زندان یعنی مارتین جوزف را گروگان گرفته. جوکر از بتمن می خواهد تا با بین مبارزه کند و او را بکشد. از طرفی هم بین دستگاه شمارنده ضربان قلبی را به خود متصل کرده و به بتمن می گوید در صورتی که بین بمیرد هیچ اتفاقی نمی افتد اما در صورت زنده ماندن بین, جوکر توسط صندلی الکتریکی که متصل به همین دستگاه است کشته می شود و بتمن باید بین جان خود, جوکر و بین یکی را برای مردن انتخاب کند. سپس بین و بتمن با هم مبارزه می کنند و در این میان گوردون برای نجات جوزف از راه می رسد اما جوکر مانع او می شود و گوردون را به همراه خود به صندلی متصل می کند. بتمن نقشه ای می کشد و سعی می کند بین را به طور موقت با استفاده از شوک الکتریکی بکشد. جوکر که متوجه کشته شدن بین شده, از مهلکه فرار می کند و حال بتمن برای احیای بین اقدام می کند. بین دوباره به زندگی باز می گردد اما به دلیل شکست خوردن از بتمن مقدار بسیار زیادی تایتان به خود تزریق می کند و تبدیل به یک غول جهش یافته می شود. دوباره بین و بتمن با هم مبارزه می کنند و در نهایت بتمن موفق به شکست دادن بین می شود و بین هم به دلیل مصرف بیش از حد تایتان حافظه خود را از دست می دهد. بتمن راهی پیدا کردن جوکر در عبادتگاه زندان و خاتمه دادن به کارهای شرورانه او می شود. او تا سر حد مرگ جوکر را کتک می زند و پس از بیهوش شدن او جوکر را به گوردون تحویل می دهد و از آنجا می رود. در میان پرده پایانی بازی حرف های گوردون را می شنویم که نظرش در مورد بتمن بسیار تغییر کرده و از حالا به بعد به او و اقداماتش برای نجات شهر باور دارد. در صحنه دیگری هم زندانیان مختلفی از جمله جوکر را می بینیم که در حال منتقل شدن به سلول های جدیدشان هستند اما بازی در همینجا تمام نمی شود. یک میان پرده پایانی دیگر هم در بازی وجود دارد که در آن زنی به نام آماندا والر قراردادی را به دست دث استروک در زندان می دهد و از او می خواهد به جوخه انتحاری برای انجام ماموریت های خاصی بپیوندد ( این مورد ممکن است به بازی های بعدی مرتبط با دنیای بتمن اشاره داسته باشد.)
حال به داستان مراحل جانبی می رسیم.
در اولین مرحله بتمن صرفا باید تمامی بسته های داده ای که انیگما در سرتاسر شهر پخش کرده را پیدا کرده و تک تک برج های مخابراتی را از چنگ او در بیاورد. پس از انجام این کار بتمن مخفیگاه انیگما را پیدا کرده و وارد اتاق مخفی او می شود و در آن اتاق یک تندیس علامت سوال معروف که اشاره به آینده این شخصیت یعنی ریدلر دارد را پیدا می کند.
در مرحله دیگری بتمن متوجه عده ای شورشی به نام آنارکی در شهر گاتهام می شود که تحت فرمان پسر نوجوانی هستند و قصد منفجر کردن بمب هایی را دارند. بتمن مانع شورشیان می شود و در نهایت با رهبر این گروه شورشی که همان پسر نوجوان است رو به رو می شود و پس از مبارزه با او, او را دستگیر می کند.
در مرحله دیگری باربارا گوردون به بتمن اطلاع می دهد که محموله های اسلحه های پنگوئن در سرتاسر شهر پخش شده اند و او از بتمن می خواهد تا این محموله ها را پیدا کرده و آنها را از بین ببرد.
در مرحله دیگری بتمن متوجه سقوط یک هلی کوپتر پلیس می شود و پس از بررسی کردن صحنه حادثه متوجه می شود که هلی کوپتر به دلیل یک شلیک خوب توسط ددشات سقوط کرده. سپس بتمن متوجه حضور ددشات در بانک سایونیس می شود و به آنجا می رود و پس از مبارزه با او او را دستگیر می کند.
در مرحله بعدی مردی به نام جارویس نچ ملقب به مد هتر از بتمن می خواهد تا خود را به مغازه کلاه فروشی او برساند و دختری به نام آلیس را نجات دهد. بتمن به آنجا می رود و مدهتر سعی می کند با هیپنوتیزم کردن بتمن او را مطیع خود کند اما بتمن مقاومت کرده و با او مبارزه می کند و او را دستگیر می کند.
در مرحله بعد بتمن متوجه حضور یکی از نوچه های مهم بین یعنی برد می شود و سعی می کند با پیدا کردن او او را دستگیر کند.
در مرحله دیگری گوردون با بتمن تماس می گیرد و از او می خواهد تا زندانیانی که از زندان بلک گیت فرار کرده اند را برای او دستگیر کند.
در مرحله دیگری بتمن و قاتلی به نام شیوا با هم برخورد می کنند. شیوا که یک پلیس را گروگان گرفته است از بتمن می خواهد تا برای نجات او عجله کند. بتمن پلیس را نجات می دهد و پلیس به او می گوید که مزدوران شیوا همکار او را زخمی کرده و به جایی دیگر برده اند. بتمن رد همکار پلیس را می گیرد و در نهایت جنازه او را پیدا می کند. شیوا دوباره از راه می رسد و از بتمن می خواهد تا در پارک شلدون گاتهام با او مبارزه کند. بتمن در نهایت شیوا را شکست داده اما قبل از آنکه بتمن بتواند او را دستگیر کند شیوا عقب نشینی و فرار می کند.
در مرحله دیگری نیز بتمن متوجه محموله های حاوی مواد شیمیایی رومن سایونیس می شود و سعی می کند تمامی آنها را نابود کند. پس از نابودی تمام محموله ها بتمن با رومن رو به رو می شود و پس از مبارزه با او او را دستگیر می کند.
این بازی حاوی دو مرحله جانبی دیگر نیز هست که یکی از آنها مرتبط با حل کردن یک سری پرونده قتل و پیدا کردن قاتلین مربوط به هر قتل است. هر یک از این قتل ها در مکان های مختلفی رخ می دهند و قاتل ها افراد مختلفی از نوچه های بلک ماسک و پنگوئن گرفته تا پلیس های فاسد گاتهام هستند. قتل آخر اما در کوچه ای که پدر و مادر بروس به قتل رسیدند و مانند همان قتل اتفاق می افتد.
مرحله آخر هم مرتبط با سرگذشت زندگی یکی از موسسان گاتهام یعنی کوروش پینکنی است. پینکنی یکی از معماران گاتهام و از دوستان جد بزرگ بروس یعنی سلیمان وین و آمادئوس آرکهام, موسس تیمارستان آرکهام بوده و در جای جای شهر, صفحاتی از خاطرات خود را قرار داده است. بتمن با پیدا کردن این صفحات خاطرت او را مطالعه می کند و در نهایت متوجه می شود که پینکنی در اواخر عمرش با خانواده کابلپات یعنی هنری و فئودور کابلپات به مشکل برخورده و در نهایت پس از آنکه از چنگ هنری کابلپات جان سالم به در می برد, تصمیم به انتقام گیری از این خاندان می گیرد.